سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
15
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
مسمّى اضافه شده بايد موجب بطلان شود و حال آنكه احدى به آن قائل نيست . و امّا جواب از اعتذار دوّم : جواب از اين اعتذار همان است كه گذشت يعنى قاعده مزبور ( المركّب ينتفى الخ ) قاعدهاى است عقلى و از باب اينكه قواعد عقليّه را نمىتوان تخصيص زد نمىشود فقط آن را در غير شرعيّات جارى دانست پس اگر گفتيم مركّب از دو سجده ركن هست بايد به لوازم آن كه از جمله اجزاء قاعده نامبرده است بشويم ، پس همانطورى كه انتفاء هردو سجده نماز را باطل مىكند بايد نياوردن سجده واحده نيز حكمش همين باشد با اينكه چنين نيست . و امّا اينكه ايشان فرمود : طبق اين قاعده بايد اگر خلل بهر كدام از اعضاء سبعه وارد شود نماز باطل گردد و حال آنكه چنين نيست ، جواب اينست كه بين اين اعضاء فرق است يعنى بين وضع پيشانى روى مهر با نهادن ديگر اعضاء تفاوت است چه آنكه اخلال باوّلى موجب قدح است ولى در دوّمى چنين نيست و بعبارت روشنتر مىگوئيم : اساسا سجده همان نهادن پيشانى بر مهر است و قرار دادن اعضاء ديگر به روى زمين از تشريفات آن و جزء واجباتى است كه شرع انور آن را لازم دانسته بدون اينكه در تحقّق سجود كوچكترين دخالتى داشته باشند مانند ذكر و طمأنينه ، پس قهرا بايد گفت انتفاء اين قبيل از امور نبايد موجب بطلان نماز شود بخلاف انتفاء وضع جبهه . قوله : امّا احديهما : ضمير تثنيه به سجدتان راجعست .